
یه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند... یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و....
سوتک
"... نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد!
نمی خواهم بدانم کوزهگر از خاک اندامام،
چه خواهد ساخت!
ولی بسیار مشتاقم،
آهو خیلی خوشگل بود . یک روز یک پری سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟
آهو گفت: یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
ادامه مطلب ...
