♥♥♥ رازها : داستان و سرگرمی ♥♥♥

♥♥♥ رازها : داستان و سرگرمی ♥♥♥

داستانهای کوتاه و مطالب جالب و خواندنی
♥♥♥ رازها : داستان و سرگرمی ♥♥♥

♥♥♥ رازها : داستان و سرگرمی ♥♥♥

داستانهای کوتاه و مطالب جالب و خواندنی

عجب ننه جون باحالی

 

 

ژائو یوفانگ مادر بزرگ 82 ساله چینی است که با روزی سه ساعت تمرین ووشو نه تنها سلامتی خود را حفظ کرده بلکه با انجام حرکات نمایشی توجه مردم خانه های اطراف محل شکونت خود در پکن را به خود جلب نموده است. وی می گوید با روزی سه ساعت تمرین توانسته وزن خود را نیز کنترل کرده و مانند دختری جوان احساس نشاط و شادمانی کند.

ادامه مطلب ...

فرشته ای به نام مادر

 

 

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: “می‌گویند فردا شما مرا به زمین می‌فرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می‌توانم برای زندگی به آنجا بروم؟”

ادامه مطلب ...

زهر و عسل

 

 

مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت.یک روز می خواست دنبال کاری برود. به شاگردش گفت:این کوزه پر از زهر است!مواظب باش آن را دست نزنی!شاگرد که می دانست استادش دروغ می گوید حرفی نزد و ...

ادامه مطلب ...

امروز ظهر شیطان را دیدم!

  

امروز ظهر شیطان را دیدم!

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت...

گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند... 
 

 

ادامه مطلب ...

نکته ای جالب که شاید خیلی از فارغ التحصیلان ندانند


 

 

لابد تا به حال شما هم دیده اید وقتی یک دانشجو در دانشگاههای خارج می‎خواهد مدرک دکترای خود را بگیرد، یک لباس بلند مشکی به تن او می‎کنند و یک کلاه چهارگوش که از یک گوشه آن یک منگوله آویزان است بر سر او می‎گذارند و بعد او لوح فارغ التحصیلی را می‎خواند.

ادامه مطلب ...